هان اي طنازان عالم هستي! بر شما واجب گشتمي که قرتيکاريهاي جناحي به يوم القريب الانتخابات را بر روحيه و مدار طنزنويسي مداخلت ندهيد که خسران دنيا و عقبا بر شما وارد آيد، و احوط و استحباب اقتضا آن کند که اجتناب گزينيد از شفافسازي سياست انتخاباتيتان به دلايل معلومه:
اول از حيث آنکه اگر به يوم فردا کانديداي تحت الحمايه پيروز گشتندي و به اقتضاي جايزالخطايي بشريت، سوتي و خفنکاري سر دهد، آن وقت واله گردي که بنويسي يا بمالي!! و در اين ورطه مالش يا مانش (!) پديدار آيد که چند مرده حلاج رسالت نوشتاري در تو عيان است.
دويوم آن که خداي ناکرده زبانم لال، اگر جناح حريف پيروز انتخابات گشتندي که به طُرفهالعيني سايه تو را در هر روزنامکي قلع و قمع خواهد کرد تاراجوار!
پس اگر در فقره ماضي، احدي از چند و چون انتخابات و کانديدا بازي و قسعليهذا استفهام کرد، فيالفور بحث را به درگيري مايليکهن و قلعهنوعي، سوراخي لايه اوزون، مسابقات فرمول يک، بسکتبال NBA و الخ... به تفصيل سوق ده. باشد همي که رستگار گردي.
فرزندم! فدوي را جمله به جهت ژن مادرزادي عبارات مليحگونه بر مخيله آيد که اگر به همان دَم بر پاپيروس کاغذي تقرير نشود که غمباد آورم، عليهذا اگر تو نيز بدين تمثيل و سبق گرفتاري و گهگاه تن به خاريدن نياز مبرم داشتي، که توصيت همي تا سعي و تامل و تدبر کني، که بر جواني و مستاجري و زن و دو طفل معصوم رحم کردن نشان از خرد باشد، پس آنگاه بر بلنداي کوهي گسيل گشته و آنقدر هَوار بزن تا خِشتک جامهات جر پارهگون شود، و البت زينهار و مراقبت تا اين پارهگي از آستانه خِشتک به آنطرفتر را در نگيرد چونان که رفو و طبابت گرانسنگ آيد و از طرفي عمري را انگي توسعهيافتگي(!) بر پيشانيات محکوک!! اما اگر نتوانستي آتش نفس خلابآلود را بدين حيلت فروکشي، پس در اين بلاگهاي قارچاندود، وبلاگي مجعولالمستعار از خود مهيا کرده و هر چه از دل برآيد از عمهتني و خاله ناتني و ايضا محارم سببي و صيغهاي کانديداي آنوري ليچار بار کن و ناگفته هويداست که ولمعطلي، و آنچه در اين روزگار ندارد اثري، وبلاگ است!
اي فرزند! تو را پند دهم از خزعبلات مکاره آخرالزمان. که کشکترين ورژن خزعبل، همانا آن بُوَد که مطبوعات را رکن چهارم دموکراسي خوانند زهي خيال زرشک! چونان که تجربت روزگار ثابت همي کرده که اين دموکراسي ننه مُرده را اگر پايش اوفتد روي سه پايه هم قرار بر مدار باشد و اين پايه بغايت پرمشوش را قطع کردن عين صواب. و البت برخي روايات منقول از مرحوم خلد آشيان مجهولالهويه که در فقراتي دموکراسي را بر دو پايه نيز قدرت توازن باشد از براي صدارت چسبناک ساققيزگون. که اگر تو را عقل سليم باشد که عبرت گيري يا اوليالابصار.
روده درازي بيش را از توان و حوصلت فارغ بينم، تا به عارضه هک و فيلترينگ دچار نگشتمي مرقومه را مختوم کنم.
ديدار به قيامت ـ تصدق جميع طنز نويسان
الاحقر آميز فرهاد
پ ن: چاپ روزنامه سرخاب مورخه۳/۳/۸۸
شنبه: مطالعات اوليه براي ادغام دو سازمان حج و گردشگري.
يکشنبه: تکذيب ميشود، چنين بحثي مطرح نيست.
دوشنبه: لايحه ادغام اين دو سازمان بر روي ميز دولت.
سهشنبه: وظايف دو سازمان، موازي هم نيست. سفر معنوي کجا و گردشگري تفريحي کجا؟!!
چهارشنبه: دو سازمان ادغام شد.
پنجشنبه: رييس سازمان حج و زيارت استعفا داد.
جمعه: تکذيب شايعه استعفا.
نتيجه: حجکم مقبول و آنتالياتان مشعوف...
شنبه: مقاديري پرتقال يافا (اسرائيلي) در ميادين تره و بار تهران توزيع شده است.
يکشنبه: تکذيب ميشود.
دوشنبه: خبر تائيد شد، وزير بازرگانی: منبع پخش پرتقالها را معرفي کنيد جايزه بگيرد.
سهشنبه: پرتقالها با مجوز وزارت بازرگاني وارد کشور شده است.
چهارشنبه: وزرات بازرگاني DNA پرتقالها را بررسي ميکند.
پنجشنبه: پرتقالها توليد کشور چين است منتها با مارک جعلي اسرائيل.
جمعه: رقباي انتخاباتي اين چنين کردند.
نتيجه: پيدا کنيد پرتقال فروش را.
%زنگ سوم: سيبزميني
شنبه: مقادير زیادی سيبزميني به صورت رايگان در بين اهالي چند شهر تهران توزيع شده است.
يکشنبه: خبر تکذيب ميشود.
دوشنبه: با اصرار و ابرام سيبزميني گيرندگان(!) خبر تائيد ميشود.
سهشنبه: وزير کشاورزي اعلام ميکند که سيبزمينيها مازاد بر ذخيره انبارها بوده است.
چهارشنبه:پخش رايگان سيبزميني جناحي، به نقاط محروم ديگر شهرها ميرسد.
پنجشنبه: موضوع را سياسي نکنيد، دولت گذشته هم مقداری سيبزميني معدوم کرده بود.
جمعه: رقباي انتخاباتي اين چنين کردند.
نتيجه: خامان ره نرفته چه دانند قيمت نقل و نبات.
شنبه: پسته ايراني بر پيشخوان آجيل فروشان تلاويو!
يکشنبه: خبر تکذيب ميشود.
دوشنبه: خبر تائيد ميشود. پستهها در ترکيه بستهبندي شده و با مارک ترکي به آنجا رفته است.
سهشنبه: کارشناسان هشدار ميدهند ـ صادرات خشکبار ايراني با مارک مجعول
چهارشنبه: همايش بررسي مشکلات بستهبندي کالاي ايراني...
پنجشنبه: مزه پسته ايراني همچنان به کام صهيونيست...
جمعه: رقباي انتخاباتي اين چنين کردند.
نتيجه: تو که بي وفا نبودي، ديوونه روانيِ بيشعور!
شنبه: آنفولانزاي خوکي گريبانگير مکزيکيها.
يکشنبه: آنفولانزاي خوکي به آمريکا رسيد.
دوشنبه: آنفولانزاي خوکي در اروپا هم کشته گرفت.
سهشنبه: ويروس آنفولانزاي خوکي توليد آزمايشگاهي است. در شرايط عادي سه ويروس توامان امکان نشر ندارند.
چهارشنبه: آنفولانزاي خوکي به آسيا رسيد. هنککنگ آماده باش است.
پنجشنبه: صدا وسيما ضمن چاخان قلمداد کردن وجود آنفولانزا، اعلام ميدارد که آنفولانزاي خوکي براي گمراه کردن افکار جهاني از فشارهاي اقتصادي آمريکاست.
جمعه: رقباي انتخاباتي (اوباما) اين چنين کردند.
نتيجه: دنبالم نيا ـ اسير ميشي
شنبه: جناب ایشان اعلام کانديداتوري کرد.
يکشنبه: جناب ایشان تکذيب کرد. او هنوز در حال مشورت با مراجع و بزرگان است.
دوشنبه: حضور ایشان منتفي شد.
سهشنبه: ایشان اعلام کردکه با جمعبندي نظرات بزرگان بزودي تصميم خواهد گرفت.
چهارشنبه: جناب ایشان آمد...
پنجشنبه: به صلاح نيست که با دو کانديد به ميدان آييم.
جمعه: شکاف در جناح... توطئه رقباي انتخاباتي
نتيجه: در قمار زندگي عاقبت ما باختيم ـ بَسکه تکخال محبت بر زمين انداختيم.
- دعوتنامه پيامکي (ويژه کارگران): عضو محترم خانه کارگر.... ضمن تبريک فرار رسيدن هفته کارگر، از شما دعوت ميشود به همراه خانواده در پياده روي و کوهپيمايي روز جمعه شرکت کرده و يک هفته خامناماخ را تجربه فرماييد. (ستاد گراميداشت هفته کارگر)
- دعوت نامه با چاشني کارت رسمي دعوت (ويژه نورچشميها): سرور گرامي جناب .... از جنابعالي و خانواده محترم دعوت ميگردد با شرکت در مراسم ويژه روز جهاني کارگر از برنامههاي متنوع جنگ شادي و برنامههاي هنري استفاده سبز فرماييد. مکان سالن چند منظوره ورزشي تراکتور سازي (ستاد گراميداشت هفته کارگر)
_ دعوتنامه ديپلماتيک ( ويژه مهتران): برادر ارجمند .... احتراما به منظور پاسداشت و گراميداشت هفته کار و کارگر از جنابعالي دعوت به عمل ميآيد با حضور سبز خويش در مراسم تجليل کارگران شرکت فرماييد.مکان تالار پتروشيمي ( رييس سازمان کار استان)
نتيجه: پنجرهدن داش گلير آي! بري باخ بري باخ...
پن: چاپ هفته نامه آذرپيام مورخه 15/2/88
% پيوند خجسته تراکتورسازی و پيکانوانت!
اگر خاطر مبارکتان باشد، چند سال قبل به زور دگنک! بالاخره توليد پيکان متوقف شده و حتي آخرين نمونهاش را طي مراسم خداحافظي باشکوه به انضمام تاج گل و کيا و بيا، فرستاديم خانه بخت (موزه)! بعدها با راهاندازي کارخانه ايران خودرو در تبريز، مشاهده شد که کرور کرور (!) پيکان وانت در تبريز مونتاژ و صادر ميشود... از اينجا نتيجه گرفتيم که ما با پيکان مخالف نيسيم بلکه با بدنهاش مشکل داشتيم!!
غرض از ياد آوري اين موضوع آن است که حالا که ما لقب اولينها را يدک ميکشيم، به تاسي از پيوند خجسته شرکتهاي ايران خودرو و سايپا، يک کار اوليني در بخش صنعت کرده و پيوند دو کارخانه توليد تراکتور و پيکانوانت را جشن بگيريم. مگر چه ما از طهرانيها کمتر است؟
پيوند دو خانواده تراکتور و پيکان از خيلي جهت فايدهمند است! اول آنکه فضاي لازم براي جولان مطبوعاتي و رسانهاي براي بادمجان دور قابچينها فراهم شده و سمينارهايي نيز براي عزيزان هميشگي برقرار ميشود، دوم و مهمتر آنکه ترکيب موتور پيکان با بدنه تراکتور به هيچ دردي نخورد لااقل براي خيابانهاي پردستانداز ما بهتر است. بقيه مزايايش را هم کارشناسان در سمينارها و اجلاس ارائه بفرمايند...
%% نقد منصفانه !
"گروههاي سياسي به جاي تخريب، نقد منصفانه کنند"، اين فقره از سخنان جناب تاجالديني از وکلا و بزرگان شهر بود. هر چه گشتيم نفهميديم اين امر چگونه ميتواند محقق شود. خداييش کداميک از ما تحمل نقد را داريم که بخواهيم از منصفانه يا غير منصفانهاش هم مايه بگذاريم. براي تحقق چنين توصيهاي نمونههايي براي نقد منصفانه ارائه ميشود باشد همي که رستگار شويم:
مثال نقد منصفانه اول: عزيز دل بابا! قربون قد و بالات! آخر قرار بود نفت بر سر سفره ما بيايد ولي حالا ميگويي مصرف انرژي سوختي مردم خيلي بالاست. آخر من فدايت شوم، قرار بود وضع حقوق کارگران بهبود شود، الان سه سال است که در ابتداي سال اين صنار سه شاهي افزايش حقوق هِي بالا و پايين ميشود. قربان رايحهات بروم آخر اين کارگران ناسلامتي زير خط فقر هستند پس چرا سهام عدالتشان هنوز ارائه نشده ولي بازنشستگان لشگري از يک سال پيش حالش را ميبرند.
مثال نقد منصفانه دوم: سلام، اي يوسف زمان که از بيست سال قبل داري با گالري نقاشيهايت ور ميروي، اين همه شعار نده، ما در اين فقرات مديد خيلي از اين حرفها شنيدهايم، به خدا مشکل ما فعلا گشت ارشاد نيست بلکه چکه سقف همسايه ارجحيت دارد. عزيز دلانگيز! ما از صحبت هاي قماش گل و بوتهاي چندان دل خوشي نداريم، بگو اگر تو مهتر قوم شوي دل خوش را سيري چند به کوپن ارزاق خواهيم خريد؟
مثال نقد منصفانه سوم: اي شيخ چريک که جانم فداي تو، اي خوابمانده و از آمال فتاده! سرجدت همان وعده پنجاه هزار تومان را رو کني سنگينتر است، بيخيال قُلُمبه سُلُمبه گويي، جوگير اين ياروها نشو، تو کار خودت را بکن. ضمنا حتما روزانه هشت ساعت خواب مفيد را فراموش نکن که کسر خواب کار دستمان ندهد. اي که هر چه وزير خاتمي است را با حکم مشاورت مچل گذاشتي تا شايد نمکگير شوند هواي ابطحي را بيش از پيش داشته باش!
%%% از مربي فيلسوف تا طنزنويسي !
از ادبيات "گندهباقالي" تا ادبيات فيسوفانه "مربي شدن چه آسان آدم شدن محاله" را که مسموع خاطر هست؟ حضرت مربي پانزده روزه فوتبال، در دو بيانيه حرفهايي نوشت که بنده حقير، نگاهم به فوتباليستها کمي تا قسمتي تغيير کرد. از آن حيث که شک دارم فوتباليستهاي با آن کلاس بالا! را اينگونه قلم نوشتاري باشد. حتي با جناب ماغازا مفاوضه کرده و عاقبت نتيجه گرفتيم که آن نوشته از زبان ايشان، ولي با قلم يک طنزنويس جاري شده است و اينها را به کار نوشتن زياد رغبت و استعداد نيست، بلکه بيشتر شوت ميکنند آنهم به خارج از محوطه هيجده قدم!
اما خداييش کاش از مربيگري مُعلق نميشد. چرا که ما آمادهايم از خير جامجهاني بگذريم تا لااقل يک عدد مايليکهن طنزنويس را وارد عرصه رسانههاي کشور کنيم. خدا بگويم چکارت کند افشين که يک کار فرا فرهنگي را ابتر گذاشتي!
************
پ ن۱: مطلب بالا در روزنامه سرخاب مورخه۶/۲/۸۸ چاپ شده است.
پ ن۲: ساققیز این شماره از آذرپیام را خطاب به جناب نورمحمدزاده (رییس سابق شورای شهر) نوشتم با عنوان: رویاهای یک سردار،از «نینوا» تا «شورا » ، که در وبلاگ جدید آذرپیام بخوانید و یا به همان وب سایت عهد بوق مراجعه کنید!

