اشاره ـ به جهت رکود اقتصادي و بالا رفتن خرج و مخارج زندگي، تا اطلاع ثانوي در يک حرکت انتحاري فعاليتهاي جنبي مثل تعبير خواب، دعاي گشايش بخت، وِرد کلّه پا شدن اجنّه، دعاي محبت زن و شوهر، فالگيري، آب حوضکشي، پيرزن خفهکني و ... را به فعاليتهاي غير انتفاعي خود افزودهايم. عجالتا اگر خواب دَرهَم بَرهَمي داريد به روزنامه سرخاب پيامک کنيد تا تعبير و تاويل کنيم.
با تشکر ـ استاد مُعبّر
بازار: ديدن بازار در زمانهاي قديم خوشيمن بود و حکايت از رونق و کسب و کار داشت. اما چند وقتي است که اين نوع خواب در خوشبينانهترين حالت با کسادي تجارت، ورشکستگي، چک برگشتي و جلب سيار همراه بوده و در بد ترين حالت هم با که به آتشسوزي و خاکستر و سکته قلبي ختم به خير (!) ميشود.
* * * * * * * *
آتشنشان: خواب آتشنشان حاکي از آن است که به حتم قبل از خواب مايعات زياد تناول کردهايد و مواظب باشيد که خرابکاري روي ندهيد(!) . البته در قديم آتشنشانها مهارت زيادي در اطفا حريق داشتند ولي مدتي است که انصافا واليبال خوب بازي ميکنند.
* * * * * * * *
ايميل (پستالکترونيک): از قديم و نديم خواب ايميل مثل خواب قاصدک نشان از خبر خوش و خرم بود. ولي فعلتين ايميلها جز اعصاب خردکني هيچي دستاوردي ندارند، چرا که مُد شده که دو هفته ماقبل و مابعد هر اتفاقي (مثل: جشن تکليف نرگس جون، مسابقه شيريني خوري مهد کودک نونهال ، عروسي مش رجب در ده بالا، تولد نوزاد دو سر در ماداگاسکار و ... ) ايميلها دچار اشکال فني ناشي از توهم توطئه گرديده تا آنجا که حتی نميتوانيد به صندوق پستيتان سر بزنيد.
* * * * * * * *
بلاگفا: خدا به فريادتان برسد اگر خواب بلاگفا ديده باشيد، در مواجهه با اين نوع خواب جَلدي بلند شويد و سه کيلو اسپند به خودتان دود کنيد. بدبختي از اين بيشتر نيست که گرفتار بلاگفا شوي، لا مصّب (!) مثل اعتياد به مواد مخدر است که توان جدا شدن از آن جدا نباشد. بنده که هر وقت بلاگفا را ميبينم فورا ياد پيام هميشگي و معروف سايتش ميافتم: "پوزش به خاطر اختلال چند روزه اخير سایت ... "
پيامنور: خواب پيامنور مترادف با سرکاري بودن و ولمعطلي است، پيام نور را در دو حالت نشسته و ايستاده در خواب ميبينند! اگر به صورت نشسته پيام نور را در خواب ديده باشيد که همانا قبوليتان به متد کنکور آزمون سراسري مقبول افتاده، که آش خاله بزرگوار است و بخوري يا نخوري به پايت نوشته ميشود، ولي اگر به روش ايستاده و فراگير پيامنور را در خواب ديده باشيد که فعلا در همان حالت ايستاده يک چرت نيمبند ديگر قيلوله فرماييد تا ببينيم چه خاکي بايد بر سرمان بريزيم... چرا که به بهانه سوء استفاده آموزشگاههاي خصوصي درب اين نوع ولمعطلي تخته شده و اين موضوع ربطي به سخت بودن مسئله و پاک نمودن صورت مسئله ندارد.
* * * * * * * *
سهام عدالت: فعلا اين يتيم آنقدر پدر و مادر دارد که روي دستها باد کرده و به خواب و رويا هم حوصله سَرَک کشي ندارد. همهي شُلکُن سفتکُنهاي عالم گيتي نصيب اين بدبخت است و اصولا اگر در خوابتان عدالت سهميهاي ديديد سلام ما را به اين بزرگوار برسانديد و بگويند: "بزک نمیر بهار میاد کمپوزه با خیار میاد...." ضمنا با توجه به اختلاف دولت و مجلس بر چند و چون هدفمندي يارانهها، تعبير اين خواب به مجمع تشخيص واگذار ميشود.
پ ن: چاپ روزنامه سرخاب ۱۸/۸/۸۸
مقدمه ـ منقول است دوش رفيق خانه و گرمابه از براي استحمام بر زير دوش خزيده و به سبق اکناف، افکار بکر از براي غافلگيري جهانيان بر وي همي مستولي گشت، در آن فضاي بخارآلود ملکوتي چون حاجبباشي از کيسهکشي بر پشت وي فارغ گشت به امر وزين (!) ليفزني مشغول شد و آن دم که ليف و کف بر صورت مبارک رحل اقامت گسترد (!) به ناگهان آب قطع گرديد و صورت کفآلود همان و سوختن چشمهاي ملاحتبار سرور مهتران همان! از بد حادثه در آن دم از اندرون غرفهاي از اتاقکهاي حمام صداي ملاحتبار آوازي ميآمد که ميخواند بدين سياق: صبح است ساقيا قدحي پر شراب کن.... و اينگونه گشت که وي را عصبانيتي بر گرفته و آواز خواني در زير دوش را بر جميع چاکران و رعايا ممنوع بنمود. فيالحال اگر اين ممنوعيت را به تمام گيتي تعميم دهيم، چالشها، بايدها، نبايدها و بطور کلي بخشنامه ذيل جهت رعايت پيشنهاد ميگردد:
-
خواندن هر گونه آواز در دستگاههاي شور، سهگاه، ماهور و اُپرا در حمام ممنوع است. اما به جهت رعايت حال معتادين به آواز خواني در گرمابه، در مواقع ضرورت و فورسماژور (!) پيشنهاد ميشود تا قرائت ترانه "کفتر کاکل به سر" با دور تند، فعلا در حمامها آزاد گردد.
-
با توجه به لولهکشيهاي متد هردمبيل موجود که فشار آب لولهکشي شباهت مستقيمي با بلا نسبت شير سماور دارد، لذا استحمام در سه دقيقه کار شاق و بعيدي به نظر ميرسد. پس پيشنهاد ميشود از فرمول عمومي زير براي مدت زمان حضور در حمام استفاده گردد:
T = p*n*m (مدت زمان حضور در حمام)
( P: فشار آب n : تعداد نفرات حاضر در حمام (!) m: چگالي افراد )
-
مجلس محترم طرحي به تصويب رساند تا استحمامهاي بيش از سه دقيقه از شمول هدفمند کردن يارانهها خارج شود.
-
دلاّکها، کيسهکشها و ماساژورهاي گرمابههاي عمومي از بين جوانان تر و فرز انتخاب گردند، که در اين حالت مسئله اشتغالزايي نيز به نوعي مد نظر قرار ميگيرد.
-
شامپو با غلظت کفي بالا از شمول توليد و واردات حذف شده و به جاي آن از شويندههاي قديمي مانند گل و کافور استفاده گردد.
-
سَرَک کشيدن به سوراخ سنبههاي حمام جهت کشف و امحا سوسک ممنوع است، همچنين قدم زدن و متراژ حمام جهت تمدد اعصاب نيز ممنوع است.
-
با عنايت به وفور نفت بر سر سفرهها، بجاي آب در وان حمام از نفت استفاده شود.
-
اگر رُوم به ديوار يک دفعه در جريان استحمام مواجه با گرفتگي آبرو و فاضلاب گرديديد، بهگونهاي که پسآب خارج نشد، اين ديگر مشکل شماست که در عرض سه دقيقه چه خاکي (در اينجا چه آبي) بر سرتان بريزيد.
-
در حمامرَوي اداي مسابقات فوتبال را در نياوريد چرا که هيچ وقت تلف شدهاي براي حرکات اضافي و بازي تاخيري مسموع نيست. ثانيه شمار استحمام از لحظه قدم گذاشتن در حمام به کار خواهد افتاد.
-
نصب آينه در حمام ممنوع است چرا که حواس آدميزاد پرت ميشود و مدام با هيکل ورزشکاري و قيافه آرنولندياش وَر ميرود.
-
اتحاديه گرمابههاي عمومي و خانگي مکلّف به استخدام تعدادي وقت نگهدار هستند. که در اين حالت نيز مقاديري جوان بيکار جذب کار شده و مسئله اشتغالزايي حل و فصل ميشود.
-
کارخانجات سازنده آبگرمکنها مجابند تا در اسرع وقت نسبت به ساخت آبگرمکنهايي اقدام کنند که پس از سه دقيقه بدون اخطار قبلي ، سقف حمام را بر سر مستحمم کننده (!) خراب کند.
-
نشت گاز در آبگرمکنهاي گازي و گاز گرفتگي در حمام، مرگ سهوي در نظر گرفته نخواهد شد، بلکه نوعي اعتراض به سياست استحمام سه دقيقهاي بوده و خودکشي عمدي تلقي خواهد شد.
-
خودکشيهايي عشقولانه و رگزنيهاي مدل هندي مرسوم در فيلمها، ممنوع بوده و سکانس درگيري قيصر در حمام که آب دوش بيشتر از سه دقيقه باز بوده، به جهت بد آموزي حذف خواهد شد.
-
اين نوع استحمام به هيچ عنوان نظريه وارداتي از دول خارجي محسوب نميشود، بلکه ما از قديم و نديم طرح "حمام در سه سوت" را در دستور کار داشتم، ولي فرصت ابرازش پيش نيامده بود لذا يک طرح کاملا ايراني ـ وطني است.
پ ن: چاپ روزنامه سرخاب ۱۰/۸/۸۸
اشاره ـ به جهت رکود اقتصادي و بالا رفتن خرج و مخارج زندگي، تا اطلاع ثانوي در يک حرکت انتحاري فعاليتهاي جنبي مثل تعبير خواب، دعاي گشايش بخت، وِرد کلّه پا شدن اجنّه، دعاي محبت زن و شوهر، فالگيري، آب حوضکشي، پيرزن خفهکني و ... را به فعاليتهاي غير انتفاعي خود افزودهايم. عجالتا اگر خواب دَرهَم بَرهَمي داريد به روزنامه سرخاب پيامک کنيد تا تعبير و تاويل کنيم.
با تشکر ـ استاد مُعبّر
آنفولانزا: معمولا خواب آنفولانزا با تب و لرز شديدي همراه است. نوع رايج آن با استراخت و تجويز استامينوفن و آدولد کُلد رفع و رجوع ميگردد و البته در اين فقره، اطبا توصيه دارند که از کلاس گذاشتن و بکارگيري ماکس (همان ماسک!) و ژگولکاريهاي مدل جوادي از اين قبيل خودداري گردد. اما برخي اوقات تب زياد باعث تشديد آنفولانزا شده و کار به تشنج کشيده و حال بيمار از آنفولانزاي معمولي به آنفولانزاهاي نوع A,B,C,D,… نشت ميکند که در اين صورت افراد براي عدم شناسايي ماکس (همان ماسک! ) و عينک دودي و غيرهذلک بکار ميبرند. و اما انواع ديگر آنفولانزا:
آنفولانزاي معمولي: صد دفعه گفتهام شبها با زير پيراهن به عمليات آشغالانس (آشغالگذاري سر کوچه) اعزام نشو، هم بين در و همسايه خوبيّت ندارد و هم اينکه هوا يک لَمه سرد شده و تو هم ديگر سن و سالي ازت گذشته، نتيجهاش اين ميشود که ميبيني: عطسه و شرشر آب بيني و غيره....
اين نوع آنفولانزا با فرار رسيدن فصل سرما و ناپرهيزي برو بچ و همچنين فراموشي سن و تلفيق ذهنيت فعلي با ايام پوست کلفتي شباب در انسان متجلّي ميگردد. در مواجهه با آن، عليالحساب چند روزي کپّه مرگتان را گذاشته و استراحت بفرماييد (به خاطر مسري بودنش ميگم پُر رو نشو )، بهداشت فردي و گروهي را حتما رعايت کنيد و واريانس احساسات خود را براي چند روزي کنترل نموده و از ماچ و بوس ورثه و ابواب جميع(!) خودداري کنيد. خفه شدم آن پنجره را باز کن!
آنفولانزاي خوکي: اين نوع از آنفولانزا از قماش وارداتي بوده و ربطي به ما ندارد، روزهاي اول گفتند که بيماري مذکور سوغات حاجيهاست و از مکه آمده، بعدش هم ريختند و درب زيارت را بستند، اما افاقه نکرد... فيالحال هم معطل ماندهايم که اگر اين بيماري بينالمللي است پس چرا فقط راه عربستان بسته شد و عبور و مرور آقازادهها و خانمزادهها به ساير ممالک همچنان مفتوح است. البته خاطر نشان ميسازد (!) که سيماي ضرغامي تنها راه مداواي بيماري مشروحه را شستن مداوم دستها با آب و صابون مي داند و بس!!
آنفولانزاي خيکي: اين يکي زياد مسري نيست. اگر بلانسبت ـ روم به ديوار، کسي به لحاظ ذهني گيج بزند و سَکَناتش شبيه خيک گردد و اصلا زندگي در زندان يا ويلا برايش تفاوتي نداشته باشد، و کلا لبخند زنان مطالبي که امروز ميگويد با آني که ديروز ميگفت تومني صنّار توفير داشته باشد، گويند به آنفولانزاي خيکي دچار شده، راه چاره مشخصي ندارد. با هک کردن وبلاگش هم مشکلي حل نميشود بيخود زحمت نکشيد.
آنفولانزاي پيتي: معمولا طنز سرايان به اين بيماري دچار ميشوند. وقتي يک خورده اوضاع قرهقاطي شد و طنزنويسي نتوانست حرف دلش را بنويسد، آن وقت است که رو ميآورد به شعر طنز سرايي. و چنان دماري از عروض و قافيه در ميآورد که نتيجهاش ميشود اشعاري طنر نويسي به سبک امروزي...
آنفولانزاي روحي: در اناث جماعت نمود بيشتري دارد. در هر سن و سالي که باشند به نوعي خاص از اين نوع آنفولانزا مبتلايند؛ اگر يارو مرز ترشيدگي را گذران کرده و روي دست مانده باشد گويند آنفولانزاي روحي گرفته، اگر ازدواج کرده و شوهر درکش نکند باز ميگويند آنفولانزاي روحي گرفته، اگر شوهر در عنفوان جواني بميرد، ميگويند طرف در عزاي شوي آنفولانزاي روحي گرفته و باز اگر شوهرش صد سال عمر کند باز ميگويند زنش از بس تيمار دار شوهر شده که آنفولانزاي روحي گرفته، خلاصه اين نوع آنفولانزا دست از سر زن جماعت بر نميدارد.
آنقولانزا: آنقولانزا نوعي آنفولانزاي همراه با درد قولنج ميباشد. آب درماني و ماساژ قسمتهاي قولنج شده تا حدي ميتواند قدرت ذهني بيمار را بهبود بخشد و در نتيجه بيماري که تا ديروز ملقب به اتاق فکر بود، يکهويي متحول شده و کل آنچه را خوانده و يا تدريس کرده را از بيخ زير سوال ميبرد و کمکم قولنجش رفع و رجوع ميگردد.
پ ن :چاپ روزنامه سرخاب ۳/۸/۸۸

