حالا در اين بين يکي از قرطيکاريهاي مدنيت نوين صيغه اخوت و اناثيت(!) است که به اسامي و تعابير مختلف مثل خواهر خواندگي، برادر خواندگي، دايي خواندگي، زنعمو خواندگي و.. اين شهر با آن شهر و يا اين بلاد با آن بلاد بسته ميشود. و البته چون مسئولين شهر ما زيادي از هول حليم در ديگ ميافتند اين مسئله را زيادي جدي ميگيرند و هي با اين ده کوره و آن ولايت خواهر خوانده و برادر خوانده ميشوند و بايد گفت که بعد از ويروس کسب لقب کذايي اولينها، اين دومين بيماري است که عليالخصوص بدنه شهرداري بدان مبتلا شده است.
فيالحال در اين ماجرا يک فقره از اهالي شوراي شهر، از فاميل شدن بدين شکلي عصبي شده و دست به دامن چند خبرگزاري رپرتاژ داده که مثلا چرا استانبول با اصفهان خواهر خوانده شده؟ و مگر از روي نعش ما رد بشوند، چرا که حق ما بوده و ادله ميآورد؛ از آنجا پدر جد مرحوم ما با آتاتورک موقع آبتني پهلويشان به هم اصالبت نموده پس حق خواهري به ما ميرسد نه به اصفهانيها والخ... در جواب موارد ذيل به استحضار ميرسد:
1. بنا به فرمايش رييس جمهور دو تا بچه کافي نيست، فلذا از آنجا که پدر و مادران ايراني ميتوانند يک شبه و در اقدامي انتحاري ـ عشقي ده تا ده تا خواهر براي تنها پسر خانواده مهيا کنند پس در ابعاد بزرگتر، يک شهر نيز ميتواند ده تا ده تا خواهر و برادر داشته باشد، آخر خواهر خواندگي مثل امتياز نفت انحصاري نيست که فقط دست يک عده آقازاده باشد، البته حق ميدهيم که در اين مورد حقوق و لقب شهر اولينها بهم ميخورد ولي چارهاي نيست آدم به خاطر خواهر مجبور است برخي مواقع بعضي خفتها و سرزنشها را به جان بخورد ولي به قول شاعر: سرزنشها گر کنند بلاد ديگر غم مخور!
2. حالا که خواهر خواندگي اين قدر مهم شده، چرا مسئولين شهر ما زودتر دست بکار نشدهاند تا همه خواهرهاي دنيا را تسخير نموده و بنام تبريزي سند بزنند. اين نکته نيز بماند که خدا را چه ديدي، شايد به قول استاد شوراي شهر در اين مسابقه فرهنگي، تاريخي، اقتصادي و سياسي سرآمد شهرهاي ايران شويم.
3. در پايان يک نمونه مدل خواستگاري براي خواهر خواندگي شهرهاي محتلف (مثلا استانبول) به روش چت را به مسئولين شهر پيشنهاد ميکنيم:
در ابتدا وارت چتروم مربوط ميشويم و چند بار BUZZ! را ميزنيم ...
تبريز: سلام - اصل؟ F يا M ؟
استانبول: استانبول ـ 28 ـ M
تبريز: OK و ياشاسين تورک مارالي!
استانبول: علامت شکلک عشقي!![]()
تبريز: افتخار ميدي ما هم در رکابت باشيم
استانبول: برو مگه خودت خواهر و مادر نداري. (شکلک علامت تعجب)![]()
تبريز: اي بابا غيرتي نشو، مگه ما چيمون از اصفهانيها کمتره
استانبول: اوه از اون لحاظ، والله من فعلا دارم درس ميخونم ولي هرچي جناب اردوغان بگويند.
تبريز: اونش با من، داداش محمود حل ميکنه
استانبول: قربون داداش تبريزيم برم الهي...
(تذکر منشوري: از آنجا که ممکن است در جريان اين گفتگو اين خواهر و برادر احساساتي شده و با همديگر تماس فيزيکي داشته باشند پس از کساني که ذهن منحرفي دارند خواهشمنديم که خودشان را اصلاح کنند. چون اينها به چشم خواهر و برادر باهم گپ ميزنند)


