تبليغاتX
ایپک - اندر باب والی آذربایجان
ایپک
نوشته های فرهاد باغشمال
87/05/26

      آن عظیم سرمد ، آن سرمد عزیز ، آن کریم پرملات ، آن صاحب جلال و جبرات ، آن رافت بی پایان ، آن اکمل رؤسا ، آن کاکل مهتران ، آن مهندس شگرف ، آن قدش مافوق کاينات ، آن رفیق اهل کرامات ، آن ياري گر دولت رایحات ، آن صاحب ذوق و فرمايشات ، آن جلوسیده بر کاخ استاندار ، آن امضایش تیزتر از تیغ بران ، آن نشسته بر صدر جلسات ، آن پیراهن یقه دپیلمات ، آن ملبس به کاپشن عصر حجرات ، آن والی مليح ، آن خوش صحبت محجوب ، آن غايب از نظر ، آن تازع آشتي کرده با مطبوعات ، آن نابلد به تکلم در جام جمات ... کریم و نفیس و جلیل و رفیق ـ  عزیز و سعید و رفيع و شفیق ؛ سیدنا و شیخنا و مولانا جناب مستطاب مهندس محمد معمار زاده والی محبوب و شهیر آذربایجان ایده الله تعالی انشاءالله ایضا .

 فوتوگراف والي آذربايجان

و اما بعد .. چون به صدارت آذربایجان نائل همی گشت خویش و اقربا از شادی و شعف به تدارک ولیمه و سور دست یازیدند به یمن چارده شب و روز ، از این حیث که در طایفه جلیله معمارباشی تا آن دم کس به این مقام از درجات مملکتی نائل نگشته بود . فی الفور که عوامل مخلص این حدیث به سمع مبارک جناب مهندس رساندند سخت برآشفت که یاللعجب در دولت مهرورز ، اشراف گری و ژگول بازی های مرسوم گذشتگان مذموم باشد و ما که جای خود دارد و حتی جناب پرزدنت دکتر محمود خان نیز مغموم گردد بدین سیاق مردوده .

 و اما بعد .. چون به صدارت آذربایجان نائل همی گشت خویش و اقربا از شادی و شعف به تدارک ولیمه و سور دست یازیدند به یمن چارده شب و روز ، از این حیث که در طایفه جلیله معمارباشی تا آن دم کس به این مقام از درجات مملکتی نائل نگشته بود . فی الفور که عوامل مخلص این حدیث به سمع مبارک جناب مهندس رساندند سخت برآشفت که یاللعجب در دولت مهرورز ، اشراف گری و ژگول بازی های مرسوم گذشتگان مذموم باشد و ما که جای خود دارد و حتی جناب پرزدنت دکتر محمود خان نیز مغموم گردد بدین سیاق مردوده . و البت کیسی و هشیاری جناب مهندس آنجا بر اقربا عیان گشت که فرمود : زرشک ! زهی خیال باطل که با این خزعبلات نمک گیر ، کس و ناکس بخواهد دوشاب از مربای استانداری اخذ نماید و همه کس قربه الی الله در عیون مبارک استاندار یکسان بود اگر خداوندگار قبول مرحمت فرماید . 

و اما بعدتر روایت منقول از راوی مجهول الهویه که الیوم از بخت نیک ، حال و احوال جناب مهندس خوش بود و بعد از چند سال صدرات ، سرور و خوشي بر صورت مبارکش عيان . آندم خبرنگار سرتقی فرصت غنیمت بدید و در جزلامای تابستان به محضر آن عزیز شرفیاب گشت و ضمن تبریک حلول شادي و شعف به محضر آن سیاست پیشه ، حرفهای خودمانی در گرفتن که از شما چه پنهان جناب مهندس نیز آهی بر کشید و درد دل تازه فرمود به راپورت ها و مرارت های ناگفته .  از مشکلات غامض و صعب العلاج استانی تا سنگ اندازی های مافیاهای این وری و آن وری شاکی و البت امید بر دل که کار برای رضای خلق الله دلسردی ندارد .

خبرنگار سرتق از اهم امور یومیه جناب مهندس استفهام کرد و آن عزیز شیرین تر از جان به مناعت طبع مو به مو اعمال بر شمرد به سیاق صداقت تمام عیار ، از دوگانه صبح تا صرف صبحانه نیم بند و بعد آن به رسم خلف فقراتی کلنگ زنی در اقصی نقاط استان و افتتاح چند گونه کارخانه ، اتوبان ، خیابان ،بیابان و سازمان های عریض و طویل مضاعف . و اين قسم تا آتجا استمرار يابد که به روايت متقن حتي بر پرو‍ژه سرعت لاک پشتي و يا نيمه تمام سخت بر آشويد و مجريان به تخطئه ستاند و آن موجبات آلام و تشويش فراهم آورد . و بعد آن اهتمام و صرف ناهار تا نماز عصر به رتق و فتق امورات من جمله شرکت در جلسات سترگ که تومنی صنار افاقه ندارد مگر جناب مهندس ذیل صورتجلسه را به امضا مبارک مزین نموده و یا در هامش آن اوراق دستور صادر همی فرمایند.

خبرنگار سرتق که فی الحال پرروتر از لحظات ابتدایی گشته بود سوال از شغل بعد از استانداری جناب مهندس کرد . که ناگه مهندس عزیز برافروخته و عصبی و البت با اقتدار منبعث از خلوص نیت فرمود : ای خبرنگار معلوم الحال تو فکر کردی که من مثل آن ورپریده های قدیمی پارتی داشته و یا پشتم به احزاب آن چنانی گرم است که بعد از صدرات استانداری سر از وزرات مسکن و ساخت و ساز آنچنانی درآورده و یا از شیلات و اعمال مستورش ؟ ... بنده به ضرس قاطع بعد از ترک استانداری به شغل آبا و اجداد که همانا معماري بود روی همی آورم تا عوام بدانند که ظاهر و باطنم یکسان است و البت برای خدمت آمده و نه شعار و تظاهر و خزعبلات مرسومه که تازه بعد از صدارت سر از هیئت مدیره بازی و مدیر عاملی و غیره ذلک داشتند و قس علیهذا ...

خبرنگار سرتق که دست و پا گم کرده از در عذرخواهی بر آمد تا دل آن مدیر محجوب مشوش نگردد و البت جناب مهندس بامرام هم نخواست بیش از این حالگیری فرماید و دوباره خبرنگار سرتق لوس تر از قبل گشته و عرض کرد که ای والی پر گهر ! با این همه محسنات و وفور نعمت و آسایش ، چه نقص و عیبی در دولت کریمه امروزی بر شما نمايان باشد؟ در آن دم جناب مهندس عزيز آهی برکشید و به کوفتن دستی بر پا مفتخر فرمود و نطقید : مبرهن است که بر هر گلی خاري عيان است و بسان آن گل ، تنها عیب این دولت کریمه طرح براندازی مدیران پروازی باشد که بر مذاق  احدی از مدیران کشوری من جمله فدوی خوش نیاید .

گویند سخن بدینجا که رسید حوصله مهندس از کف برفت و مصاحبه ابتر ماند و خبرنگار سرتق بعد از صرف یک فقره بستنی قیفی از عمارت استانداری به سلامت بیرون جست . اما به همان سوال آخر راز آشفتگي والی آذربایجان بر ترک جماعت اظهر من الشمس گشت .

پ ن : چاپ هفته نامه  آذر پيام مورخه ۲۲/۵/۸۷

ارسال شده توسط فرهاد باغشمال در ساعت 11:43 |

درباره ما
فرهاد باغشمال هستم.
سردبير هفته نامه آذر پيام.

گاهي طنز مي‌نويسم و گاه نطنز! برخي از مطالبم هم در اين‌جا و آن‌جا ! چاپ مــــي‌شــــود.
ايپک در تـــرکي به معنــي ابــريشم است. سعي مــي‌کنـم مطـالب اين بـــلاگ مثل ايپک سـاده ، محــکم و ظريف باشد.
__________________
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :





Powered by WebGozar

پیوندهای روزانه
لینك دوستان
قافيه/ فرشيد باغشمال
روزگارنامه / علي خيرخواه
آرتاوريژ / محمد فرشبافي
عينالي / حسين پورستار
چله / سيدقاسم ناظمي
پيله
ابتدا / روح الله رشیدی
حلقه
کتل / يعقوب صديق جمالی
مصطفي دانش
رضا شیبانی
روز دلتنگي / مها
فصل هيوا / فرانک باغشمال
پرسپکتيو / سحر فکردار
آلما خانم / مريم بانو
بارانانه / حامد خسروشاهي
عالمي ديگر / رضا رسولي
نکته ها و نوشته ها / احمد يغما
مهدي گلباف
مرد عوضي/ حفره سابق تر!
فاطیما
کيميا
شعر شهودی
نيمرنگ
سهند
تبريز و من
آذرقلم / امين خوش نيت
مهدی نعلبندی (سايت شخصي)
ظلم نامه
بتکده / احسان خواجه اي
ثمين
تبريز امروز / سالار
نقطه آغاز / کامراني
مازار نيوز / احمدحسن نژاد
انتظار
يارپيز
تا دور... تا قله نور/ پرنيان
چيبين
دومانلی آذربایجان
انشا/ نقطه سر سطر
کمی پنجره / حسن اسدی
باشماق
آناهيد / الهام جم ‌زاد
مشق کوير / محمد دهقاني
قانون سيب / علي ايران نژاد
سهيل
شرح حال / حسين محمدي
ذهن زيبا
شميم زهرا
آب معدني
ساکورا
آن سوي خيال
کاکو شيرازي
خادمه اهل بيت
سه نقطه
قهوه‌خانه مدرن
مرد آزادي
گون آيدين...وطن! الماسيان
میم نوشت
پروانگی/ معصومه سپهری
آذرپيام
ياري يول
برگ زيتون / احمدزاده
دالان مسدس
نگفته های دلم/ياس
نون والقلم / مرادي
سر همين 4راه ...
ارغنون / صبا خدايي
حسين دقاق زاده
تراوشات مجاز ذهنم/ توحید مهدوی
سنگ واژه‌ها - سبا حيدرخاني
فرهاد ناجي
رضا احسان پور
بوالفضل‌الشعرا
يادداشت‌هاي دختر ترشيده
حالنامه / حامد تاملي
زهرا دري
طنز سپنتا
خبرگزاري زورنا
ماغازا / سيد رضا علوي
افتضاح ملي
ابوالفضل زرويي نصرآباد
يوسفعلي ميرشکاک
توکا نيستاني
سنگ پا
ستون طنز
دفتر طنز
جلال سميعي
مسعود برزگر جلالي
خدا...،صداقت...،باران
قلم و کاغذ
تبريزنامه
[ قالب رایگان ]
آخرین مطالب ارسالی
طراح قالب
طراح قالب های بلاگفا