يکي از دوستانم ده ـ دوازه سطر اول زيارت عاشوراي حضرت اباعبدالله را به ترکي روان برگردانده، جملاتي از جنس صميمي و معمولي آن قدر زيارت را ملموس و خودماني کرده که اشک را بر چشم تحمل نميافتد. گفتمش: اين شاهکار را تمام کن و اجازه بده تا در هفته نامه آذرپيام استفاده شود و حظ وافرش نصيب همه مخاطبان.
گفت: اولا صفحه شعر آذرپيام سردرگم است و گاه هست و چندگاهي نيست و ثانيا اين صفحه تکليفش با خودش مشخص نيست و هر نوع شعر ترکي سليقهاي را چاپ ميکند و ثالثا... (با ترديد همراه با حس بياعتمادي مکث کرد و ادامه داد): بيخيال من اين زيارت را براي دل خودم نوشتم...
پينوشت1: برخي حرفهاي غير رسمي و خارج از قواره چاپ ( و البته بيشتر غير طنز) هست که سر دلم سنگيني ميکند، در کنار مطالب چاپي گاهي مشابه همين نمونه فوق را نيز در صدد نوشتنم. تا که قبول افتد...
پينوشت۲: ادا و اطوارهای اخیر بلاگفا و ایضا براي سهولت تايپ و جستجوی سريعتر در موتورهاي جستجو، باعث شد که کار را به محکم کاری سوق دهیم. لذا چند وقتي است که دومين www.farbaz.ir را ثبت کرده و به بلاگ خود انتقال دادهام. از هم پيونديهاي عزيز ممنون ميشوم اگر در قسمت لينک پيوندهايشان، آدرس وبلاگم را به نشاني مذکور تغيير دهند.


