اندر حکایت نساء الوزراء
چالش ها، بایدها، نبایدها، بودن، نبودن، گشتن، گردیدن و الی آخر(!)
اول این که در مخیله ما نمی گنجد که ایده انتخاب وزیر زن را از طرح های ضربتی، یک هویی و غافل گیرانه رئیس جمهور محترم بدانیم. بلکه یک نوع کپی برداری از کاندیداهای معلوم الحال، معلوم الماضی و معلوم المضارع است که البته آش ظاهراً آن قدر شور شده که فریاد آشپز را هم در آورده است. نشان به آن نشان که سخنگوی انتحاری نسوان محترمه و صاحب کتاب وزین «معجزه هزاره سوم» در وبلاق(!) خود داد و قال راه انداخته که الهَوار ما کجا و این ژیگول کاری ها کجا؟!
دوم و سوم و الی آخرش هم این که راستش ما هنوز فکر نکرده ایم تا معایب و مزایای وزیره بودن را کاشف شویم. چرا که اصولاً ما مردمان از نوع آزمون و خطا هستیم و هنوز این نوع وزیر Made In Iran در مرحله آزمایشی قرار دارد و به تولید انبوه نرسیده است.
و دیگر آن که از وقتی ما چشم مان را باز کردیم این بانوان محترمه گله مند هستند که جامعه مرد سالار است و نگاه جنسیتی و از این نوع حرف های صدتا یک غاز.... و به ما (یعنی به آن ها) ظلم گردیده است. مثلاً در همین اداره ما هرکدام از بانوان محترمه به محض تشکیل خانواده، یک ماه مرخصی اعطایی گرفته به ماه عسل می روند و در غیاب شان وظابف باری بهرجهت شان می افتد روی دوش ما. بعد از هفت هشت ده ماه می شوند زائو و دوباره شش ماه می روند مرخصی زایمان و بعد که به سر کار بر می گردند، هر روز خدا ساعت دوازده رهسپار می گردند به مرخصی شیردهی و این مرخصی شیردهی هیچ وقت پایانی ندارد و بچه هر کدام شان اندازه یک خرس گنده می شود ولی هنوز از شیر باز نشده است و الخ... حالا کجای گیتی به این حضرات ظلم شده که من نمی دانم!
از بحث اصلی دور نشویم و بپردازیم به مقوله وزیره بودن در روزگار قرن بیست و یکی؛
با کمی تامل در می یابیم که جماعته مذکوره این گونه که شروع کرده اند و از آمارها پیداست، ظاهراً قرار است بشوند همه کاره مملکت! از دانشجویی در دانشگاه گرفته که کت و کول دانشگاه را به تصرف عدوانی خود درآورده اند، بگیرید تا ریاست ادارات، وکیل و وزیر و حتی پرزیدنتی بر سر می پروانند و آقایان هم که در بهترین حالت باید به فعلگی در استرالیا رهنمون شوند و در بهترین حالت تبعید به گینه بیسائو بابت سفارت. یعنی آن که شعر حافظ تجلی پیدا می کند که: شهر خالیست زعشاق بود کز طرفی، مردی از خویش برون آید و کاری بکند.
حالا وخامت اوضاع به این حد نیست که برای مردان گیتی بیخ پیدا کند ولی خب کار از محکم کاری عیب نمی کند. از ما گفتن به جهت رسالت مطبوعاتی، توصیه های ایمنی را جدی بگیرید. اما محاسن و ویژگی های وزیر زن:
1.در جلسات کابینه، ورزای رجال دنبال اراجیف، جوک و متلک گویی و حتی پس گردنی نمی شوند و لااقل وجود بانوان باعث می شود کمی تشخص مردانگی محفوظ باشد.
2. با توجه به این که وزیر زن هم مثل همه بانوان نیاز به مرخصی شیردهی و زایمان و... دارد، به محض ترک وزارت خانه، کارمندان متبوع نیز جیم فنگ با دو در می کنند.
3.به جهت این که منشیِ کلهم روساء و وزراء از طایفه نسوان می باشند، پس وزیر زن نیز به تاسی از این بیماری سرطان گون، برای خود منشی خانم انتخاب می کند. و در اینجاست که وظیفه عوامل زیرزمینی که مدام زاغ سیاه منشی و رئیس را چوب می زنند، کاهش می یابد. فقط ممکن است که در عالم زنانگی بین وزیر و منشی، چشم و هم چشمی پدیدار گردد و مثلاً مانتوهایشان را به رخ هم بکشند که زیاد محل ماوقعی ندارد. چرا که ده بیست دقیقه بعد، آشتی می کنند.
4.وزیر زن به تبع زن بودن، باید به مراسماتی مثل سفره احسان، عروسی، عزا، حنابندان، عقد، جشن و... برود و برای مراجعه به هر کدام از این مراسمات، باید لباس های جدید تدارک ببیند. چرا که لباس های قبلی اش را همه بانوان دیده اند و تکراری ست. و برای یک زن، آن هم در حد وزیر، شایسته نیست چنین در ملاءعام ظاهر شود. پس تمام عمر وزارتش در بازار و پاساژها می گذرد و در غیابش، لاجرم باید معاون وزیر، به رتق و فتق امور بپردازد. که معمولاً هم معاون وزیر مرد است و علی الاصول، صورت مسائله کمی تغییر یافته و در حقیقت، مرد بر اریکه وزارت است.
5.از آنجا که وزیر زن و همکاران مونثش هم برای خود شوهر و فرزند دارند و به هیچ وجه من الوجوهی، به کَت شان نمی رود که ننه شان رئیس بازی می کند، پس تشکیل واحدهای سبزی پاک کنی، سیب زمینی سرخ کُنی و منجوق بافی، ترجیحاً در قسمت روابط عمومی با استقبال اناث مکرمه روبرو خواهد شد.
6.خیلی چیزهای دیگر که به جهت حجب وحیای مطبوعاتی، از گفتنش معذورم.
پیشنهاد: با توجه به سابقه بانوان محترم در ایجاد جنگ های روانی و پیشینه آنها در نزاع های فرازمینی، دیگر آب از سرمان گذشته، چه یک وجب، چه صد وجب. حالا که رئیس جمهور محترم، سه وزیره شده اند، پیشنهاد می کنیم یک وزیره هم برای وزارت جنگ تدارک ببینند؛ مطمئناً در این باب پشیمان نمی شوند. چرا که چنان دشمنان ایران زمین را به جان هم بیندازند که به گفتن نیاید.
قابل توجه سردبیر محترم: با عنایت به اینکه مدیر مسئول محترم آذرپیام نیز در زمره بانوان مکرمه می باشد و برای اینکه نان مان آجر نگردد، بی زحمت احتیاط به خرج داده و این نوشته را با نام مستعار چاپ بفرمایید؛ بعداً از خجالت تان درمی آییم.
پن1: چاپ هفتهنامه آذرپيام مورخه 4/6/88
پن2: مدتي اين مثنوي تاخير شد، اگر از احوالات اينجانب جويا باشيد، الحمدالله سلامتي حاصل است و باقي بهانه...

