قضيه از اين قرار است که...
عليالظاهر تمام مشکلات بني بشر حل گرديده الّا پروگرام لاينحل تجرد و عزبماني جوانان هميشه در صحنه و بس! نشان به آن نشان که در جرايد و سايتها مدام در بوق و کرنا نموده به اشاعه ازدواج، مزدوجي دانشجويي و دستهجمعي، انتخاب زوج خوشبخت، ازدواج انتحاري و غيرهذلک روي همي آورند بدون توجه به کُنه ماجرا....
حالا مثلا فرمايشات يک عدد مسئول عزيز تر از جان که تا ديروز در سايپا خودرو سازي ميکرده و فعلتين براي جوانان برنامهريزي و مشاورت ميدهد نيز جاي خود دارد و آنگاه که در ادامه افاضات هميگويند: "افزايش 30 درصد ازدواج در دولت نهم" که ديگر مُخ بنده سوت کشيد که ياللعجب مگر تا ديروز نميگفتيد ايران جزء ده کشور اول آمار طلاق و الخ.... دم خروس کجا و اين شعبدهها کجا؟!...
القصه براي ما مبرهن نگرديد که منظور مدير عامل سابق سايپا از افزايش ازدواج در اندروني دولت نهم بوده و يا خارج از آن؟ حالا به فرض که اين ازدواجها مربوط به عوامالناس باشد که چي؟! جز آنکه به آمار مفلوکين، فقراتي اضافه گرديده و آمار بدهکاران بانکي افزون همي؟! ....
اين فقره را هنوز در خود حل و فصل نکرده بوديم که باز جارچيان خبر آوردند که ايشان ظاهرا جوگير مضاعف شده و وعده دادهاند که براي خانوادههاي متاهل 20 درصد سهميه کنکور در نظر گرفته شده است، جَلدي دفترچه ثبتنام کنکور ارشد را گشوديم اما گزينهاي که دال بر تجرد يا تاهل باشد را نيافتيم که عزب از غير مشخص شود و الخ....
فيالحال ميشنويم که باز عزيز ديگري زاکاس دادهاند که ميبايست با فرهنگسازي، ازدواج دختران به مرحله دبيرستان تسري يابد، باز صد البت که نميدانيم جميعالاجمعين اناث نظرشان در اين باب چيست؟ ولي خُب جواب ترشيدههاي روزگار را چه بدهيم که عمري را به سوداي تحصيلات عاليه و ازدواج با تاپبويها (!) منتظر مانده و به نيوشيدن ترانههاي غمناک فرا ملي شب را به روز دوختهاند(!)
بعدش اگر قرار است مقوله ازدواج مانند سيگار و اعتياد و... به مدرسهها راه يابد که عجالتا تمهيدات اوليه مثل مرخصي زايمان دانشآموزان، مرخصي دادگاه خانواده، مرخصي ساعات شيردهي و از همه مهمتر داير نمودن مهد کودک در مدارس را نيز جدي بگيريد تا بعد...
الحمداله به ميمنت و فرخندگي و به کوري چشم دشمنان اين مرز و بوم ، تمام مشکلات ما حل شد و جوانان را فلّهاي فرستاديم خانه بخت و تمام.
شايان ذکر است که اگر ضامن کارمند رسمي سراغ داشتي بگو بيايد ضمانت کند ما اين صنّار سهشاهي وام را از اين بانک بگيريم بدهيم به صاحبخانه که امانمان را بريده. باقي بقايت.... عزت زياد.
پ ن: راپورتهاي هفتگي - چاپ سرخاب ۳/۹/۸۸

