در خبرها آمده بود که مدير کل فرحنگ و ارشاد به مبارکي و ميمنت بازنشست، و ايضا مدير کل فرهنگ و ارشاد جديد نيز منصوب گرديدند. در اين راستا مواضع اينجانب به شرح ذيل به استحضار ابواب جميع و ارباب جرايد اين طرفي و آن طرفي ميرسد.
1. من لميشکر المخلوق لم يشکر الخالق ـ بدينوسيله از زحمات طاقت فرساي مديرکل سابق کمال تشکر و امتنان را بابت کاشت ريواس(!) در اقصي نقاط استان اعلام ميداريم. به رسم معهود که مديران بازنشسته در کسوت مشاور ظاهر ميشوند، اميد آن دارد که لااقل سايه جناب ايشان در کسوت مشاور فرحنگ (همان فرهنگ) و حنر (همان هنر) بر بالاي سر اين قوم نحيف مستدام نگردد. و اگر اصراري به استفاده از تجربيات ايشان است که پيشنهاد ميشود ساير ارگانها از محضر ايشان مستفيذ گردند.
2. خدا را بسي شاکريم که براي مديريت فرهنگ اين استان کسي از جنس فرهنگ انتخاب شد و انگشت تمام گزينههاي کشوري و لشگري در حنا ماند.
3. خوشحاليم که لااقل از اين به بعد کاکل و سرفصل سخنرانيها در افتتاحيههاي تئاتر، موسيقي، مطبوعات، نمايشگاه عکس و غيرهذلک حول و حوش موشک شهاب4 و تانک ذوالفقار نخواهد بود.
4. شايعهاي بود که کارمندان اداره فخيمه فرهنگ طوماري امضا کردهاند منباب اعلام حمايت از مدير کل سابق، و خواستار ابقاي وي شده بودند. اول اينکه با آشنايي که از روحيه آن جماعت نزد ما ميباشد از بيخ اين شايعه را تکذيب ميکنيم، نه اينکه مدير کل سابق ايرادي دارد که اصلا صحبت اين نيست بلکه بحث بر سر نقض قانون است که به افراد بازنشسته اجازه اشتغال نميدهد! دوم اين که اگر اين خبر به فرض محال صحت داشته باشد که بايد عرض شود همه جورش را ديده بوديم الا از جنس فرهنگی اش را!
5. مردم آذربايجانشرقي جزء روزنامهنخوانترينها هستند. پس چشم اميد جماعت مطبوعات ميماند به چندر غاز سهميه کاعذ و چند تا آگهي فکستني. القصه اينکه جناب مدير کل! التماس دعا داريم...اگر حوصلهاش را داريد اسامي نشريات رو به احتضار را بشمارم که از سر تا پا، يا مقروض بانکها هستند و يا آنکه چکشان دست شر خر است و قسعليهذا...
6. قصدم از اين نوشته باز کردن نوشابه به مدير کل فعلي نيست که هنوز دیکتهاي ننوشته تا اغلاطش برملا شود و البته براي ایشان آرزوي توفيق داريم و اميد که فرهنگ اين ملت در خور نامش به اهتزاز درآيد.
پ ن۱: چاپ هفته نامه آذرپیام۲۵/۳/۸۹
پ ن۲: بعد از سلام - دوستان گله دارندکه نیستم و آپ نمی کنم و کامنت های خصوصی بی جواب است و الخ... در جواب عزیزان معروض می دارد که خواهم بود البته کمی بعد تر ... خدا گذر هیچ کسی را به ادارت دولتی از قبیل .... و .... و .... باز نکند که قصه امروز برو فردا بیا دمار از روزگار در آورده وقس علیهذا... عجالتا هم اگر نوشته هایم مرتب در هفته نامه چاپ می شود که بگذارید به حساب سماجت سردبیر محترم!


