1.گواهی میشود؛ اين مطلب در راستای ناپديد شدن مجسمه استاد شهريار از يكی ميدان های منتسب به شهر اولينها ـ تبريز ـ صادر شده و ارزش ديگری ندارد، لطفاً بعد از خواندن، این صفحه را ببندید و حافظه مرورگر اینترنتی تان را delet کتید. چرا كه ما حوصله و وقت دوباره نویسی و شفافسازی مواضع شفاف خود را در هيچ فضای خلابآلود و توهمزايی نداريم.
2.در چند روز اخير، حقير سراپا تقصير در مورد مجسمه مرحومِ مسروقِ جنتمكان هر چه تحقيق كردم به تعريف مشترك بين عوام و خواص نرسيدم و خلاصه زياد قوانين مكتوب در اين باب نداريم پس گير اَلَكی ندهيد، بلكه موضوع به «دل» ربط دارد و از همينجاست كه شاعر میگويد: يك دلم میگه بِرَم بِرَم ـ يك دلم می گه نَرَم نَرَم. مفسرين و شعرشناسان هم معتقدند كه اين بِرَم يا نَرَم را همان سارق و يا ناپديد كننده مجسمه استاد شهريار سروده كه مدام با خود نجوا میكرده كه بِرَم ناپديد كنم؟ يا نَرَم ناپديد كنم؟!!!
3.در اصطلاح علمی مجسمه خيلی چيز مهمی است. اين چيز مهم آنقدر مهم است كه برايش رشته دانشگاهی گذاشتهاند و لابد اين چيز آنقدر اهميت داشته كه همه حكومتها نماد بزرگ ترها و نخبگان شان را در وسط ميادين می گذارند و يادمان می گيرند وگرنه مرض كه نداشتند.
4.شايان ذكر است يكی از دوستان با تأكيد و تأیيد جملات نگارنده میگويد: مجسمه خيلی مهم است و اشكال هم ندارد به شرطی كه برجستگی نداشته باشد. حالا اين نيز بماند كه فی الحال ما نمیدانيم كه مگر مجسمه بدون برجستگی هم میشود؟!
5.مجسمه در اصطلاح عوام چيزی است كه هرجا آن را بكارند مردم می توانند موقع آدرس دادن و نشان قرار از آن بهره بگيرند ضمن آن كه توريستها هم كنار مجسمه می ايستند و دست به سينه گذاشته و يك عكس میگيرند منباب افتخار فردا روز.
6.مجسمه در اصطلاح خواص چيزی است كه تا وقتی هست ارزشی ندارد، ولی وقتی گم شد خيلی قرب و منزلتدار میشود.
7.حالا اينها را بیخيال .حالا شهريار دزديده شده یا جمع شده؟ مسأله اين است! دو حالت مفروض است: اگر بگوييم شهريار دزديده شده كه آن وقت بايد به سيستم مانيتورينگ و امنيت شهر شك كرد! چرا كه فیالمثل اگر رانندهای نصف شبی از چراغ قرمز رد بشود از ديده تيزبين و به حق قانون در امان نمیماند. ولی اگر شهريار جمع شده، رئيس شورای شهر كه ظاهراً متولی اين گونه مسائل است از اين موضوع خبر ندارد. ضمناً يك نفر هم در تلفن به من گفت خيلی پر رو شدی ها...
8.اما سازنده اين مجسمه خيلی از سرقت مجسمه ابراز خوشحالی كرده و می گويد: خوب شد كه دزيدند چرا كه من 5-4 سال مدام میگفتم پايه مجسمه زيبنده مجسمه نيست ولی كسی گوش نمی داد. ضمناً ايشان میگويد كه مواد سازنده مجسمه از يك آلياژ به درد نخوری است كه حتی ارزش ذوب و بازيافت ندارد.
9.حالا اگر اين مجسمه دزديده شده، كه از مراجع ذی صلاح انتظار داريم آن نامرد و سارق فرهنگی را شناسايی و به سزای عملش برساند. چرا كه ما چند تا مجسمه ديگر منجمله يادمان مشروطيت تبريز را كه اخيراً رونمايی شده، داريم و اگر ما كمی تعلل بكنيم شايد سارقان پر روتر شوند.
10.حالا اگر اين مجسمه جمع شده و يا ناپديد شده، كه باز انتظار داريم ناپديد كننده محترم، راست و حسينی دليلش را بگويد و ما هم با اين نيم وجب عقلمان دو دو تا كرده و خودمان دست به كار بشويم و چند تا مجسمه ديگر منجمله يادمان مشروطيت تبريز را كه اخيراً رونمايی شده برداريم، تا مجسمهسازها پر روتر نشوند و هی فِرت و فِرت مجسمه نسازند.
پن: چاپ آذرپيام شماره 397


