تبليغاتX
ایپک - امام علي
ایپک
نوشته های فرهاد باغشمال
86/05/06

 ولادت امام علي مبارککمال ایمان شما آن باشد که بیش از آنچه میدانید مگوئید. امام علی عليه السلام

13 رجب مصادف با ولادت ابرمرد تاريخ ، علي (ع) است . این عید بزرگ را به تمام شیعیان تبریک می گویم . خواستم از او بنويسم ؛ که در کعبه به دنيا آمده ، اولين گرونده به اسلام ، صاحب ذوالفقار ، جوانمرد ، مرد خانه ، مرد سياست ، مرد جنگ ، مرد تواضع ، و .... که تمام اينها قصه مکررات است و ماندم که چه کنم ! تفالي زدم به آثار دکتر شريعتي که مطالب زير آمد ...

شيعه علي

سخن گفتن درباره علي (ع) بي‌نهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك شخصيت تاريخي تنها نيست. هر كس درباره علي (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسي كند، خود را نه تنها در برابر يك فرد، يك فرد برجسته انساني در تاريخ مي‌بيند، بلكه خود را در برابر معجزه‌اي و حتا در برابر يك مساله علمي، يك معماي علمي «‌اين خلقت» احساس مي‌كند. بنابراين درباره علي (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن مي‌آيد، درباره يك شخصيت بزرگ سخن گفتن نيست، بلكه درباره معجزه‌اي است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاريخ متجلي شده است.

گاه علي (ع) را كه توي اين جنگ‌ها يك قهرمان شمشيرزن است، توي شهر يك سياستمدار پرتلاش حساس است و توي زندگي يك پدر و يك همسر بسيار مهربان و بسيار دقيق است و يك انسان زندگي است و در همه ابعادش مي‌بينيم، تاريخ مي‌گويد، تنها در نيمه‌ شب‌ها، توي نخلستانهاي اطراف مدينه مي‌رفته و نگاه مي‌كرده كه كسي نبيند و نشوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو مي‌برده و مي‌ناليده! هرگز، من نمي‌توانم قبول كنم كه رنج‌هاي مدينه و رنج‌هاي عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامي و حتا يارانش، اين روحي را كه از همه اين آفرينش بزرگ‌تر است وادار به چنين ناليدني بكند، هرگز!

درد علي (ع) خيلي بزرگ‌تر است و آن درد خيلي بايد درد نيرومندي باشد، كه اين روح را اين اندازه بي‌تاب بكند! مسلما اين همان درد انساني است كه خود را در اين عالم زنداني مي‌بيند، انساني است كه خود را بيشتر از اين عالم مي‌بيند و احساس خفقان در اين عالم مي‌كند.

مسلما هر كسي كه انسان‌تر است، پيش از آنچه هست در خود نياز احساس مي‌كند، انسان است، اين است كه مي‌بينيم علي (ع) قهرمان متعالي سخن گفتن و زيبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالي شهامت و گستاخي در جنگ است، نمونه عالي پاكي روح در حد اساطير و تخيل فرضي انسان در طول تاريخ است، نمونه اعلاي محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالي دوست داشتن در حد نمونه‌هاي اساطيري است، نمونه عالي عدل خشك دقيقي است كه حتا براي مرد خوبي مانند عقيل ـ برادرش - قابل تحمل نيست، نمونه اعلاي تحمل است در جايي كه تحمل نكردن، خيانت است و نمونه اعلاي همه زيبايي‌هايي است و همه فضايلي است كه انسان همواره نيازمندش بوده و ندانسته.

علي (ع) نه تنها امام است، در طول تاريخ هيچ شخصيتي با اين امتياز را نداشته كه يك خانواده امام (ع) است، يعني خانواده اساطيري است، خانواده‌اي كه پدر علي (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسين (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زينب (س) است.

چهرهايي كه مي‌خواهم، در قرن بيستم، به عنوان سمبل و تجسم يك ايدئولوژي مطرح و عنوا كنم، داراي اين خصوصيات است. البته اين كامل‌ترين خصوصياتش نيست، اما اساسي‌ترين آنهاست

علي (ع) نخستين نسل در انقلاب اسلامي، علي (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پيغمبر (ص) و علي (ع)، علي (ع) مظهر جهاد و رهبري جنگ، علي (ع)، ‌مرد سياست و مسؤوليت اجتماعي، علي (ع) مرد كار يدي، كشاورزي و توليد، علي (ع) ‌مظهر نثر و شعر علي (ع) بهترين سخنور و سخنگو، علي (ع) ‌فيلسوف، علي (ع) مظهر بينش‌ها و ابعاد متضاد، علي (ع) ‌زهد انقلابي و عبادت، ‌تكيه بر عدالت، علي (ع) تساوي در مصرف، علي (ع) امام و مظهر حقيقت‌ها و ارزش‌ها، علي (ع) نفي مصلحت به خاطر حقيقت، نفي شخصيت، علي (ع) انسان‌دوستي.

درد علي (ع) دو گونه است: يك درد، دردي است كه از زخم شمشير ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس مي‌كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه‌هاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي مي‌گرييم كه از شمشير ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس مي‌كند. اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نمي‌شناسيم!

بايد اين درد را بشناسيم، ‌نه آن درد را كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي‌كند و ... ما درد علي (ع) را احساس نمي‌كنيم.

ما ملتي كه افتخار بزرگ انتصاب به علي (ع) و مكتب علي (ع) را داريم و اين بزرگترين افتخار تاريخي است كه مي‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترين سرمايه، اميدي است كه مي‌تواند به وسيله آن نجات پيدا كرده، ‌به آگاهي، بيداري، حركت و رهايي برسد، اما در عين حال مي‌بينيم كه با داشتن علي (ع) و با داشتن «عشق به علي» هم نرسيده‌ايم!

در صورتي كه «شيعه علي (ع) بودن» از «چون علي (ع) عمل كردن» شروع مي‌شود و اين مرحله‌اي است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراين ما يك ملت «دوستدار علي (ع) » ‌هستيم، اما نه «شيعه علي (ع) »‌! چراكه شيعه علي (ع) همچنان كه گفتم علي (ع) ‌وار بودن، علي (ع) ‌وار انديشيدن، علي (ع) ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علي (ع) وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علي (ع) ‌وار زيستن، علي (ع) ‌وار پرستيدن و علي (ع) ‌وار خدمت كردن است.

 

ارسال شده توسط فرهاد باغشمال در ساعت 1:0 |

درباره ما
فرهاد باغشمال هستم.
سردبير هفته نامه آذر پيام.

گاهي طنز مي‌نويسم و گاه نطنز! برخي از مطالبم هم در اين‌جا و آن‌جا ! چاپ مــــي‌شــــود.
ايپک در تـــرکي به معنــي ابــريشم است. سعي مــي‌کنـم مطـالب اين بـــلاگ مثل ايپک سـاده ، محــکم و ظريف باشد.
__________________
منوی اصلی
آرشیو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :





Powered by WebGozar

پیوندهای روزانه
لینك دوستان
قافيه/ فرشيد باغشمال
روزگارنامه / علي خيرخواه
آرتاوريژ / محمد فرشبافي
عينالي / حسين پورستار
چله / سيدقاسم ناظمي
پيله
ابتدا / روح الله رشیدی
حلقه
کتل / يعقوب صديق جمالی
مصطفي دانش
رضا شیبانی
روز دلتنگي / مها
فصل هيوا / فرانک باغشمال
پرسپکتيو / سحر فکردار
آلما خانم / مريم بانو
بارانانه / حامد خسروشاهي
عالمي ديگر / رضا رسولي
نکته ها و نوشته ها / احمد يغما
مهدي گلباف
مرد عوضي/ حفره سابق تر!
فاطیما
کيميا
شعر شهودی
نيمرنگ
سهند
تبريز و من
آذرقلم / امين خوش نيت
مهدی نعلبندی (سايت شخصي)
ظلم نامه
بتکده / احسان خواجه اي
ثمين
تبريز امروز / سالار
نقطه آغاز / کامراني
مازار نيوز / احمدحسن نژاد
انتظار
يارپيز
تا دور... تا قله نور/ پرنيان
چيبين
دومانلی آذربایجان
انشا/ نقطه سر سطر
کمی پنجره / حسن اسدی
باشماق
آناهيد / الهام جم ‌زاد
مشق کوير / محمد دهقاني
قانون سيب / علي ايران نژاد
سهيل
شرح حال / حسين محمدي
ذهن زيبا
شميم زهرا
آب معدني
ساکورا
آن سوي خيال
کاکو شيرازي
خادمه اهل بيت
سه نقطه
قهوه‌خانه مدرن
مرد آزادي
گون آيدين...وطن! الماسيان
میم نوشت
پروانگی/ معصومه سپهری
آذرپيام
ياري يول
برگ زيتون / احمدزاده
دالان مسدس
نگفته های دلم/ياس
نون والقلم / مرادي
سر همين 4راه ...
ارغنون / صبا خدايي
حسين دقاق زاده
تراوشات مجاز ذهنم/ توحید مهدوی
سنگ واژه‌ها - سبا حيدرخاني
فرهاد ناجي
رضا احسان پور
بوالفضل‌الشعرا
يادداشت‌هاي دختر ترشيده
حالنامه / حامد تاملي
زهرا دري
طنز سپنتا
خبرگزاري زورنا
ماغازا / سيد رضا علوي
افتضاح ملي
ابوالفضل زرويي نصرآباد
يوسفعلي ميرشکاک
توکا نيستاني
سنگ پا
ستون طنز
دفتر طنز
جلال سميعي
مسعود برزگر جلالي
خدا...،صداقت...،باران
قلم و کاغذ
تبريزنامه
[ قالب رایگان ]
آخرین مطالب ارسالی
طراح قالب
طراح قالب های بلاگفا