يکي از دربهاي مسجد النبي (در مدينه منوره) باب جبرئيل (س) است که به بيوت پيامبر اکرم (ص) حضرت زهرا (س) باز مي شود . طبق روايات اسلامي حضرت جبرئيل اکثرا از اين باب بر پيامبر وارد مي شده وحي الهي را ابلاغ مي نمود . موقع دخول به مسجد و در سمت چپ درب ، بيت حضرت زهرا (س) است که با وجود مراقبت ماموران ، شيعيان از دور ، دست ادب بر سينه گذاشته و چشماني اشکبار و خروارها حرف زير لب ...
در روز اول ورود به حرم که هيچ جا را نمي شناختم ، با ديدن ازدحام اطراف بيت حضرت زهرا (س) متوجه شدم که سمت راست باب جبرئيل خلوت است ، يک راست رفتم و در يک مکان دنج چند رکعتي نماز خوانده و باز غافلتر از حساسيت سني ها به زيارت عاشورا ، مفاتيح کوچکم را در آورده و با خود زمزمه مي کردم که ... يک دفعه ديدم دو نفر قلچماغ با چنان نفرتي به داخل صحن پرتم کردند و مفاتيح و دوربينم را نيز بر سرم که ... البته با وساطت پدر و چند نفر موضوع فيصله يافت .
فرداي آن روز ... ديدم جايي که من ايستاده بودم جاي يکي از مفتي هاي اعظم مدينه است که براي خود کپ کپه اي دارد و آنجا محل تدريسش است ، يکي از طلاب برايش آب قند مي دهد ، يکي بادش مي زند ، و چند نفر طلبه اي هم بيانات او را يادداشت مي کنند . و تازه فهميدم که چه بلايي به سلامت از سرم گذشته ، مخصوصا که شيعه کشي به نظر آقایان چه ثوابي دارد !!

