ایپک
نوشته های فرهاد باغشمال
پرورش علف هرز
86/05/28 18:13
راننده تاکسی آشنا در آمد ، هم اتاقی دوران دانشگاهی ، رشته اش کشاورزی بود . هر موقع به کتابهای قطور و زمخت شیمی شون نگاه می کردم مغزم سوت می کشید .
به شوخی گفت : راستی من اگه مهندس کشاورزی نمی شدم ، نمی تونستم مسافرکشی کنم ؟
هر دو خندیدیم ....
گفتم : شغلت همینه ؟
گفت نه ! بعضی وقتها تو باغچه خونه علف هرز پرورش می دم ....
...
میدان قطب پیدا شدم .
نمی دونم کجا خوندم که آدم با سرش راه می ره نه با پا .
نوشته شده توسط فرهاد باغشمال
| لینک ثابت |

