|
|
السلام علیک یا نور الله الذی به یهتدی المهتدون
می رسد خورشید پاک و روشنی زیر پایش نور قربانی کنید ... |
موعود نه یک تئوری و خرافه ، بلکه واقعیتی است که در جان انسان نهفته است . از یک سو عقل و از سویی بیان مشترک تمام انبیاء بر این اتفاق خجسته صحه می گذارد.
در بین مکاتب و نویسندگان ادبی ، کافکا را می توان مثال زد که با وجود اینکه نوشته هایشان دارای مضامینی یاس برانگیز و نومید کننده است اما در ورای حرفهای نومید کننده اش ، احساس انتظار وجود دارد . آنجا که می نویسد : " مسیح روزی خواهد آمد که دیگر نیازی به او نیست ، مسیح یک روز پس از ورودش خواهد آمد ، در واپسین روز نخواهد آمد، بلکه در واپسین واپسین روز .... "
این جمله و مشابه آن در حالی که با چاشنی منفی گرایی و یاس همراه است ولی به هیچ وجه کتمان و تکذیب منجی نیست . چرا که به اعتقاد نویسنده آن ، برای نجات به ظهور مسیح نیاز است و این انتظار آنقدر طولانی شده که طاقت نویسده را بریده است .
در فرهنگ شیعی قائل شدن به مقوله انتظار با رنگ و لعاب خاصی همراه است . ما معتقدیم که استقرار امام برای برپایی عدل و احیای حقیقت است .
اگر در تصورات عامی دیروزی و به تناسب فرهنگ آن ، ظهور امام همراه با شمشیر و خون ریزی و کشت و کشتار بود نیز صرف احیای عدالت بود اما به زور شمشیر .
در حالی که به نظر من امام نگین نابی است که برای احیای عدالت و حقیقت ظهور خواهد کرد تا ادیان و تمدنها را ( به هم نزدیک و ) در آمیزد ، داد حق از ناحق ستاند اما نه با چهره ای آمیخته به خشونت و شمشیر که هر کسی را از دم تیغش گذراند . بلکه به تاسی از جد بزرگوارش علی (ع) ، با سلاح جاذبه و دافعه و با رافت و جوانمردی .
آری منجی خواهد آمد تا دنیا را نور باران کند که الله نورالسموات و الارض .
او خواهد آمد تا دنیا را پر از بنفشه های زیبای بهاری کند .
او خواهد آمد تا عدالت را گستراند . عدالت یعنی آنچه مستحقش هستی را به رضایتت عطا می کند .
به هر اسمی که آرامش می یابی منتظرش باش و صدایش کن : منجی ، موعود ، گودو ، ويشن، سوشيانس، ماشيع ، مسیح ، مهدی و ....
او خواهد آمد ...



