به بهانه ۲۹ آبان سالروز تصویب قانون کار
موضوعی که در پوشش اصل 44 و خصوصی سازی ( خودمانی سازی ) فراموش شده عبارتست از : کارگر، حقوق حقه و آینده اش . به تعریف حضرات قانون گذار کارگر به مثابه وسیله ای تولیدی مانند انبردست و یا آچار آلن می باشد و با استهلاک و پیری ، ابزار جدید ( نیروی کار جوان و بیکار ) جایگزین آن می شود . این تعریف مودبانه ترین تعریفی است که می توان در این وانفسا و برهوت به " کارگر" اطلاق نمود . حاشا از این بزرگواران اجتماع ...
خبرها در این خصوص نگران کننده است . هر چند آمار منتشره در رسانه ها و علی الخصوص سیمای ضرغامی حکایت از آن دارد که وضع نسبت به دوران سازندگی و خوانندگی (!) خوب است ولی آنچه که بنده از نزدیک و حداقل در بین صد کارخانه عریض و طویل شهرکهای صنعتی تبریز دیده و یا به واسطه دوستان می شنوم حقیقتی غیر از این خزعبلات است و به اصطلاح عوام به این آمار "خالی بندی" گفته و می افزایند آره جون عمت ....
از قرار اطلاع طرحی در دست است که کارفرمایان را مخیر می کند تا با قرارداد 29 روزه ( یک ماهه خیر ) از کارگران استفاده نمایند . اگر تا امروز کارگر از " امنیت شغلی " می نالید فردا با معضلات تازه تری مانند :حقوق و دستمزد نیم بند، بیمه و بازنشستگی منقطع ، مزایای پایان کار بلاتکلیف و ... دست به گریبان خواهد بود .
یکی از دوستان راهکار حل مشکلات کارگری را اتحاد آنها و درخواست مطالبات صنفی به صورت تجمع و اعتصاب می داند . در حالی که به نظر بنده مشکل جای دیگری است : تا زمانی که نمایندگان و لیدرهای کارگران مرکز و شهرستانها (در مجلس ، شوراها ، کانونها ، اتحادیه ها ، سندیکاها و ... ) حقوق بگیر دولت بوده و از حمایتها و ساپورتهای دولتی ( کارفرمای بزرگ ) بهره مند هستند جز این نمی توان انتظار داشت چرا که رفتارشان حکایت سیخ و کبابی است که هیچ یک نباید بسوزند که شایسته است برای مماشات بیشتر گاهی به نعل بکوبند و گاهی هم به میخ .... و قس علیهذا .


